تبليغاتX
چكاد - غریق و نجات

 

چشهمهايم را بستم

زمين در مشتهايم بود

مردگان براي بازشدن قبرهايشان

لگد ميزدند

من اما

چشمهايم را بسته بودم

و

دريا را ميخواستم

كبوتري

از ميان مشتهايم پرگشود

 

باتلاق وارونه شد ه بود

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 9:18  توسط هليا  |